سروبس عمرانی عصر کار؛ سعید زحمتکشان: استان فارس در شرایطی قرار دارد که تأخیر در پروژههای تأمین آب، مستقیماً با آینده آب شرب، صنعت، کشاورزی و در نهایت توسعه استان ارتباط پیدا میکند. بنابراین انتظار افکار عمومی از استانداری فارس و وزارت نیرو، صرفاً وعده ادامه پروژه نیست؛ بلکه اعلام برنامه، تأمین منابع، تعیین مسئولیتها و ارائه گزارش مستمر از میزان پیشرفت است.
این پروژه در نقطهای قرار گرفته که دیگر نمیتوان مسئله آن را صرفاً یک پروژه عمرانی دانست؛ این طرح به یکی از مؤلفههای مهم امنیت آبی، توسعه صنعتی و آینده جمعیتی فارس تبدیل شده است.
بررسی وضعیت پروژه نشان میدهد برخلاف برخی روایتها، این طرح بهصورت رسمی «متوقفشده» اعلام نشده است، اما روند اجرای آن با کندی جدی مواجه شده است.
طبق اظهارات مدیرعامل شرکت آب منطقهای فارس در سال ۱۴۰۴، تعداد ماشینآلات و تجهیزات پروژه کاهش یافته و در نتیجه نیروی انسانی نیز کمتر شده و در همان مقطع نیز پیشرفت فیزیکی پروژه حدود ۲۰ درصد اعلام شده بود.
اما مشکلات اجرایی این پروژه چیست و چگونه حل می شود؟
یکی از مهمترین چالشهای پروژه، تأمین منابع مالی و تعیین تکلیف مدل سرمایهگذاری است. گزارشهای منتشرشده حاکی از آن است که در فاز نخست، از مجموع حدود ۱۱۰ کیلومتر خط انتقال پیشبینیشده تنها حدود ۱۶ کیلومتر اجرا شده و موضوع همراهی صنایع بزرگ استان و پیشخرید آب نیز بهعنوان یکی از مسائل مالی پروژه مطرح بوده است.
برای خروج پروژه از وضعیت فعلی، استانداری فارس و وزارت نیرو باید یک برنامه زمانبندیشده و قابل سنجش تدوین کنند؛ برنامهای که در آن میزان اعتبار، سهم سرمایهگذاران، نقاط هدف، میزان پیشرفت ماهانه و زمان بهرهبرداری هر فاز برای افکار عمومی مشخص باشد.
در این چارچوب، کارگروه ویژه انتقال آب از خلیج فارس به استان فارس که با حضور استانداری، وزارت نیرو، شرکت آب منطقهای، سازمان برنامه و بودجه، نمایندگان صنایع بزرگ و دستگاههای مرتبط در گذشته با حضور معاون اول رئیس جمهور تشکیل می شد، میتواند مجددا برگزار و به رفع موانع و مشکلات پروژه بپردازد.
همچنین لازم است وزارت نیرو درباره تخصیص آب، قیمت تمامشده، نحوه خرید و تضمین مصرف آب و سهم بخشهای مختلف تصمیم روشن و قابل انتشار ارائه کند تا سرمایهگذار بداند در برابر سرمایهگذاری خود چه بازار تضمینشدهای خواهد داشت.
لازم به ذکر است که انتقال آب خلیج فارس قرار نیست جایگزین مدیریت مصرف شود و حتی با تکمیل این پروژه ، حل بحران آب فارس صرفاً با افزایش عرضه امکانپذیر نیست اما می تواند سهم مهمی در رفع بحران آبی استان داشته باشد.
سؤال کلیدی این است که چه کسی پاسخگوی عقبماندگی این پروژه حیاتی می باشد؟
استان فارس در شرایطی قرار دارد که تأخیر در پروژههای تأمین آب، مستقیماً با آینده آب شرب، صنعت، کشاورزی و در نهایت توسعه استان ارتباط پیدا میکند. بنابراین انتظار افکار عمومی از استانداری فارس و وزارت نیرو، صرفاً وعده ادامه پروژه نیست؛ بلکه اعلام برنامه، تأمین منابع، تعیین مسئولیتها و ارائه گزارش مستمر از میزان پیشرفت است.
استانداری فارس باید از وزارت نیرو مطالبه کند که منابع مالی، برنامه اجرایی و جدول زمانبندی پروژه بهصورت شفاف اعلام شود و وزارت نیرو نیز مشخص کند چه میزان از نیاز آبی استان قرار است از طریق آب دریا تأمین شود و چه میزان باید از محل مدیریت مصرف، بازچرخانی، منابع سطحی و زیرزمینی و سایر طرحهای تأمین آب تأمین شود.
واقعیت این است که فارس برای عبور از تنش آبی به یک «پروژه واحد» وابسته نیست؛ بلکه به سبد متنوعی از منابع و سیاستهای آبی نیاز دارد.
انتقال آب خلیج فارس میتواند یکی از پایههای این سبد باشد، اما اگر تأمین مالی، سرمایهگذاری، اجرای خط و مدیریت تقاضا همزمان پیش نرود، حتی یک ابرپروژه انتقال آب نیز نمیتواند بهتنهایی بحران آب استان را حل کند.
/پایان متن/













Friday, 14 August , 2026