بازار مصالح ساختمانی کشور برای عبور از محدودیت‌های معاملاتی، علاوه بر ثبات اقتصادی و تقویت تقاضا، به راهکارهای مؤثر تأمین مالی نیاز دارد؛ راهکارهایی که بتواند فاصله زمانی میان خرید مواد اولیه، تولید، توزیع و دریافت وجه از خریدار را مدیریت کند و به تداوم فعالیت واحدهای تولیدی و توزیعی کمک برساند.

سرویس اقتصادی عصر کار؛ سعید زحمت‌کشان: در زنجیره تأمین ساختمان، مسئله تنها قیمت سیمان، میلگرد یا سایر مصالح نیست. تولیدکننده برای ادامه تولید به منابع مالی نیاز دارد، توزیع‌کننده باید هزینه خرید و نگهداری کالا را تأمین کند و سازنده نیز ناگزیر است خرید مصالح را با جریان نقدینگی پروژه خود هماهنگ سازد. در چنین شرایطی، محدودبودن دسترسی به اعتبار می‌تواند معاملات را دشوارتر کند؛ حتی زمانی که امکان عرضه کالا وجود دارد.

سید محمد فتاح جهرمی، بنیان‌گذار سامانه سیوان‌لند، با تأکید بر ضرورت توجه به سازوکارهای مالی در صنعت ساختمان، معتقد است ظرفیت نظام بانکی برای پشتیبانی از معاملات این زنجیره باید بیش از گذشته مورد استفاده قرار گیرد؛ به‌ویژه از طریق ابزارهایی که امکان خرید اعتباری، تسویه مدت‌دار و تأمین مالی متناسب با چرخه فعالیت بنگاه‌ها را فراهم می‌کنند.

اعتبار اسنادی (LC)، برات، اعتبارات بانکی و ابزارهای مبتنی بر اوراق مالی از جمله ظرفیت‌هایی هستند که با توجه به ماهیت معامله، اعتبار طرفین و ضوابط بانکی می‌توانند در تأمین مالی خریدوفروش مصالح ساختمانی نقش داشته باشند. استفاده هدفمند از این ابزارها می‌تواند به کاهش اتکای معاملات به پرداخت نقدی فوری کمک کند و امکان برنامه‌ریزی مالی بهتری را برای خریداران و فروشندگان فراهم آورد.

در این چارچوب، بانک‌ها می‌توانند با طراحی خدمات متناسب با نیاز تولیدکنندگان، توزیع‌کنندگان و سازندگان، نقش فعال‌تری در گردش مالی صنعت ساختمان ایفا کنند. برای مثال، استفاده از اعتبار اسنادی در معاملات واجد شرایط، پذیرش و تنزیل برات مطابق ضوابط، توسعه اعتبار خرید و به‌کارگیری ابزارهای تأمین مالی مبتنی بر اوراق، می‌تواند بخشی از نیازهای سرمایه در گردش بنگاه‌ها را پوشش دهد.

البته اثربخشی این روش‌ها به شرایط اعتباری متقاضیان، هزینه تأمین مالی، تضمین‌های موردنیاز و سازوکار تسویه وابسته است. ازاین‌رو، طراحی راهکارهای بانکی باید به‌گونه‌ای باشد که ضمن مدیریت ریسک اعتباری، برای بنگاه‌های فعال در زنجیره ساختمان نیز از نظر اقتصادی قابل استفاده باشد.

در کنار تأمین مالی، فناوری می‌تواند بستر شفاف‌تری برای اجرای این معاملات فراهم کند. دسترسی به اطلاعات تأمین‌کنندگان، مشخصات کالا، قیمت، شرایط تحویل و سوابق سفارش‌ها به بانک‌ها و فعالان بازار کمک می‌کند ارزیابی دقیق‌تری از معامله داشته باشند. اتصال فرایندهای خریدوفروش به خدمات مالی نیز می‌تواند مسیر ارائه اعتبار را هدفمندتر کند؛ مشروط بر آنکه الزامات اعتبارسنجی، احراز هویت و مدیریت ریسک رعایت شود.

از سوی دیگر، توسعه این رویکرد نیازمند همکاری میان شبکه بانکی، تولیدکنندگان مصالح، شرکت‌های توزیع، سازندگان و سکوهای تخصصی بازار است. هرچه ابزارهای مالی با نیاز واقعی معاملات و چرخه نقدینگی پروژه‌ها هماهنگ‌تر باشند، امکان استفاده مؤثر از ظرفیت اعتباری نظام بانکی افزایش می‌یابد.

بازار ساختمان برای بهبود گردش معاملات، به راهکارهایی فراتر از اعلام قیمت نیاز دارد. ترکیب خدمات اعتباری بانک‌ها با زیرساخت‌های دیجیتال خریدوفروش می‌تواند یکی از مسیرهای عملی برای تقویت سرمایه در گردش، تسهیل معاملات و حمایت از تداوم فعالیت واحدهای تولیدی و توزیعی باشد. تحقق این هدف، به طراحی محصولات مالی متناسب با واقعیت بازار و همکاری نزدیک‌تر میان نظام بانکی و زنجیره تأمین ساختمان وابسته است.

/پایان متن/