پژوهشگر شهرسازی از ضرورت بکارگیری رویکرد کاهش شهرفروشی به عنوان یک ابرپروژه مجموعه مدیریت شهری صدرا در سال‌های آینده تاکید کرد و خواستار افزایش درآمدهای پایدار با بکارگیری منابع و بهره‌گیری از ظرفیت جذب سرمایه شد.

در متن کامل این یادداشت تحلیلی از علی صفری دارنجانی آمده است:

تجربه زیسته بسیاری از شهرهای ایران در دهه‌های اخیر،گویای سلطه یک الگوی مدیریت شهری ناپایدار است؛ الگویی که در ادبیات تخصصی از آن به عنوان «مدل درآمدی مبتنی بر فروش منابع شهری» یاد می‌شود. این پارادایم، که خود را در قالب‌های مختلفی نظیر «تراکم‌فروشی» که ترافیک و فشار بر زیرساخت‌ها را به ارمغان می‌آورد، «تغییر کاربری‌های غیراصولی» که هویت و تعادل محله‌ها را نابود می‌کند، «تغییر ضوابط شهری» به نفع سودجویان، و در نهایت، «خام‌فروشی زمین‌های عمومی» که سرمایه نسل‌های آینده را برای رفع نیازهای مالی امروز می‌فروشد، نشان می‌دهد. این رویکرد در کوتاه‌مدت شاید مسکنی برای مشکلات مالی مدیریت شهری باشد، اما در بلندمدت، شهر را با بحران‌های ساختاری در زمینه ترافیک، کاهش سرانه‌های عمومی، نابودی هویت محله‌ای و فشار بر زیرساخت‌ها مواجه می‌سازد. این رویکرد، در حقیقت، معاوضه «سرمایه آینده» با «درآمد امروز» است.

صدرا به عنوان یکی از کانون‌های توسعه در منطقه،در سالیان گذشته بار سیاست‌های کلان مسکن، از جمله «مسکن مهر» و «نهضت ملی مسکن» را بر دوش کشیده است. از منظر تحلیل شهری، این سیاست‌ها اگرچه در پاسخ به یک نیاز ملی طراحی شدند، اما در مقیاس محلی، پیامدهای فضایی خاص خود را به همراه داشتند. مهم‌ترین این پیامدها، مصرف گسترده اراضی و کاهش شدید ظرفیت‌های توسعه آینده شهر بود. در کنار این سیاست‌ها که منابع را کاهش داد، تغییر کاربری‌ها و تغییر ضوابط نیز آسیب‌های جدی به شهر وارد کرده است. بسیاری از عرصه‌هایی که می‌توانستند به عنوان ذخایر استراتژیک شهری برای ایجاد مراکز اشتغال، فضاهای عمومی و پروژه‌های پایدار مورد استفاده قرار گیرند، در این فرآیند به مصرف رسیدند. نتیجه این روند، امروز به وضوح قابل مشاهده است: پهنه صدرا با محدودیت جدی منابع زمین مواجه است و این امر، لزوم گذار به یک الگوی مدیریتی نوین را بیش از پیش ضروری می‌سازد.

بر این اساس به نظر می‌رسد کلید حل معضل، گذار از الگوی کنونی به سمت راهبرد «شهر نفروشی» است. این راهبرد نه یک شعار، که یک چارچوب علمی برای تغییر مدل درآمدی است که بر دو محور استوار است: کاهش الگوی مبتنی بر فروش منابع و حرکت به سمت «اقتصاد مولد شهری».

بخش اول به معنای کاهش وابستگی درآمدی به منابعی است که یک‌بارمصرف و تجدیدناپذیر هستند. ارزش واقعی این دارایی‌ها برای نسل‌های آینده، به مراتب فراتر از رقم حاصل از فروش آن‌هاست. در مدل اقتصاد مولد شهری، مدیریت شهری نقش خود را از «فروشنده دارایی» به «مدیر و سرمایه‌گذار» تغییر می‌دهد. هسته اصلی این مدل، «مولدسازی دارایی‌های باقی‌مانده» است. به این معنا که به جای فروش زمین، باید از طریق مشارکت با بخش خصوصی، روی آن سرمایه‌گذاری کرد و پروژه‌های درآمدزای پایدار (مانند مجتمع‌های گردشگری، مراکز فناوری، فضاهای فرهنگی-تجاری) ایجاد نمود. درآمد حاصل از اجاره یا سود این پروژه‌ها، می‌تواند به جریانی پایدار برای تأمین هزینه‌های خدمات شهری تبدیل شود.

مزایای راهبرد مولدسازی از منظر توسعه پایدار شامل ایجاد درآمد مستمر از طریق جایگزینی درآمدهای مقطعی با جریان‌های درآمدی باثبات و بلندمدت، خلق اشتغال و توسعه اقتصادی محلی با کمک پروژه‌های مولد به ایجاد اشتغال و رونق کسب‌وکارهای محلی، ارتقای کیفیت محیط شهری با طراحی این پروژه‌ها در راستای تکمیل زنجیره خدمات شهری و رفع کمبودهای موجود، و حفظ حاکمیت عمومی بر زمین با حفظ مالکیت شهر بر عرصه‌های عمومی است.

به نظر می‌رسد صدرا در یک نقطه عطف تاریخی قرار دارد. ادامه روند کنونی، به معنای تداوم فرسایش سرمایه‌های محدود باقی‌مانده و انتقال بار مشکلات به آیندگان است. بنابراین، ضروری است که با عزمی جمعی و بر پایه مطالعات دقیق، چارچوب قانونی و اجرایی برای گذار به مدل «شهر نفروشی» و «اقتصاد مولد شهری» طراحی و تدوین شود. این گذار، مستلزم بازگشت به اصول طرح‌های توسعه شهری،عدم تصمیم گیری مغایر با طرح تفصیلی، شفافیت در تصمیم‌گیری و برخورد قاطع با هرگونه اقدام خارج از این چارچوب است. آینده پایدار صدرا در گرو همین تصمیمات امروز ماست.

/پایان متن/