معرفی محمدحسن اسدی، شهردار شیراز، به‌عنوان «سفیر مهر شیراز» در رویداد ملی «گردشگری مهر ایران» و رونمایی از سردیس وی، به‌رغم تأکید برگزارکنندگان بر شاخص‌محور بودن این انتخاب، با واکنش‌ها و انتقادهایی در فضای سیاسی و مجازی همراه شده است؛ انتقادهایی که یک پرسش اساسی را پیش می‌کشند: آیا در میانه دوران مسئولیت یک مدیر شهری، ساخت سردیس و تجلیل نمادین از او اقدامی متناسب با زمان و شرایط است یا می‌تواند شائبه تبلیغات و قهرمان‌سازی مدیریتی ایجاد کند؟

سرویس اجتماعی عصر کار؛ سعید زحمت‌کشان: محمدحسن اسدی، شهردار شیراز در رویداد ملی «گردشگری مهر ایران» به‌عنوان «سفیر مهر شیراز» معرفی شد و از سردیس وی به‌پاس اقدامات مدیریت شهری در توسعه زیرساخت‌های گردشگری این کلان‌شهر رونمایی شد؛ اقدامی که در کنار عنوان اعطاشده، به یکی از موضوعات بحث‌برانگیز در فضای عمومی تبدیل شده است.
مدیریت شهری شیراز طی چهار سال گذشته پروژه‌های متعددی را با هدف توسعه زیرساخت‌های گردشگری دنبال کرده است. پارک‌های بزرگ‌مقیاس، شهربازی‌ها، پارک بزرگ آبی، آکواریوم، تله‌کابین، موزه بلدیه و پروژه زندیه از جمله طرح‌هایی هستند که در ارتباط با توسعه ظرفیت‌های گردشگری این کلان‌شهر مطرح شده‌اند.
بی‌تردید توسعه زیرساخت‌های گردشگری، ارتقای خدمات شهری، افزایش جذابیت مقصدهای گردشگری و فراهم کردن زمینه حضور بیشتر گردشگران، از موضوعات مهم در مدیریت کلان‌شهری همچون شیراز است؛ شهری که برخورداری از ظرفیت‌های تاریخی، فرهنگی و گردشگری، آن را به یکی از کانون‌های مهم گردشگری کشور تبدیل کرده است.
با این حال، میان ارزیابی پروژه‌های عمرانی و خدماتی یک مدیریت شهری و ساخت سردیس برای مدیر مستقر، تفاوتی جدی وجود دارد؛ تفاوتی که نمی‌توان آن را صرفاً به سلیقه برگزارکنندگان یک رویداد تقلیل داد.
پرسش اصلی؛ چرا سردیس، نه لوح تقدیر؟
انتقادهای مطرح‌شده درباره این رویداد لزوماً به معنای نادیده گرفتن اقدامات مدیریت شهری شیراز یا زیر سؤال بردن اصل تقدیر از فعالان حوزه گردشگری نیست. مسئله اصلی، تناسب نوع تجلیل با جایگاه فرد مورد تقدیر و زمان انجام آن است.
در عرف مدیریتی، اهدای لوح سپاس، تندیس یادبود، نشان افتخار یا عنوانی نمادین برای قدردانی از تلاش‌های افراد و سازمان‌ها امری معمول است. اما ساخت سردیس یک مدیر که همچنان مسئولیت اجرایی بر عهده دارد، از نظر نمادین سطح دیگری از تجلیل محسوب می‌شود و طبیعتاً می‌تواند پرسش‌هایی درباره ضرورت، زمان‌بندی و پیام عمومی این اقدام ایجاد کند.
چرا برگزارکنندگان به اهدای تندیس و لوح سپاس بسنده نکردند؟ چه ضرورتی برای ساخت سردیس شهردار مستقر وجود داشت؟ آیا این شکل از تجلیل، با توجه به حساسیت افکار عمومی نسبت به عملکرد مدیران و هزینه‌های احتمالی چنین اقداماتی، بهترین شیوه قدردانی بود؟
این پرسش‌ها زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کنند که هنوز دوره مسئولیت مدیر شهری به پایان نرسیده و ارزیابی نهایی عملکرد او نیز در چارچوب یک فرآیند جامع و شفاف صورت نگرفته است.
عملکرد مدیران باید با شاخص‌های روشن سنجیده شود
مدیریت شهری مسئولیتی مستمر و چندبعدی است. عملکرد شهردار را نمی‌توان صرفاً با تعداد پروژه‌های معرفی‌شده، طرح‌های آغازشده یا برنامه‌های اعلام‌شده سنجید. میزان پیشرفت و تکمیل پروژه‌ها، کیفیت اجرای طرح‌ها، آثار اقتصادی و اجتماعی، میزان رضایت شهروندان، شفافیت هزینه‌ها و تأثیر واقعی اقدامات بر زندگی مردم نیز باید در ارزیابی‌ها مورد توجه قرار گیرد.
در حوزه گردشگری نیز باید میان پروژه‌های در حال اجرا، طرح‌های تکمیل‌شده و زیرساخت‌هایی که عملاً به بهره‌برداری رسیده‌اند، تفکیک قائل شد. برای نمونه، درباره طرح‌هایی مانند پارک بزرگ آبی، آکواریوم و تله‌کابین، لازم است وضعیت اجرا، میزان پیشرفت، زمان‌بندی بهره‌برداری و آثار واقعی آنها بر گردشگری شیراز به‌صورت روشن اعلام شود.
طبیعی است که نمی‌توان صرفاً به دلیل رونمایی از سردیس، نتیجه گرفت که عملکرد شهردار مثبت یا منفی بوده است. همان‌طور که انتقاد از این شیوه تجلیل نیز نباید به نادیده گرفتن اقدامات مثبت احتمالی مدیریت شهری منجر شود.
مسئله، ضرورت رعایت تناسب میان میزان تجلیل و سطح مستندات ارزیابی است. هرچه تجلیل نمادین‌تر و ماندگارتر باشد، انتظار افکار عمومی برای شفافیت درباره دلایل انتخاب نیز بیشتر خواهد بود.
توضیحات رئیس انجمن دفاتر خدمات مسافرتی فارس
محمود فخری، رئیس انجمن دفاتر خدمات مسافرتی فارس، در واکنش به انتقادها تأکید کرده است که در صنعت گردشگری مرزبندی سیاسی وجود ندارد و این حوزه نباید از ظرفیت‌های حمایتی و قانونی مسئولان، به دلیل گرایش‌ها یا وابستگی‌های سیاسی، محروم شود.

بر اساس توضیحات مطرح‌شده از سوی وی، انتخاب محمدحسن اسدی برای دریافت این عنوان و سردیس، بر مبنای امتیازبندی و شاخص‌ها صورت گرفته است.
این توضیح، از منظر برگزارکنندگان، بیانگر آن است که انتخاب شهردار شیراز بر پایه ارزیابی و معیارهای مشخص انجام شده و نه صرفاً ملاحظات سیاسی.
با این حال، برای اقناع افکار عمومی، صرف اعلام وجود شاخص‌ها کافی نیست. انتشار معیارهای ارزیابی، نحوه امتیازدهی، ترکیب داوران یا تصمیم‌گیرندگان و توضیح درباره چرایی انتخاب ساخت سردیس به‌جای شیوه‌های متعارف تقدیر می‌تواند به رفع ابهام‌ها کمک کند.
اگر انتخاب واقعاً بر اساس شاخص‌های روشن صورت گرفته باشد، شفاف‌سازی نه‌تنها به اعتبار برگزارکنندگان لطمه نمی‌زند، بلکه می‌تواند از شکل‌گیری برداشت‌های منفی نیز جلوگیری کند.
البته نباید از این نکته غافل شد که مطالبه شفافیت به معنای متهم کردن برگزارکنندگان به انگیزه‌های سیاسی یا تبلیغاتی نیست؛ بلکه راهی برای پاسخ‌گویی به پرسش‌هایی است که پس از چنین تصمیمی در افکار عمومی شکل گرفته‌اند.
آیا استانداری فارس در جریان جزئیات این اقدام بوده است؟
بخش دیگری از واکنش‌های فضای مجازی، به نقش استانداری فارس و مدیران دولتی در این ماجرا مربوط می‌شود. برخی کاربران این احتمال را مطرح کرده‌اند که استاندار فارس از جزئیات اقدام انجام‌شده اطلاع کافی نداشته یا در موقعیتی قرار گرفته که عملاً با تصمیمی از پیش اجراشده مواجه شده است.
با این حال، این موضوع در حد گمانه‌زنی کاربران مطرح است و بدون توضیح رسمی نمی‌توان درباره میزان اطلاع یا نقش استاندار فارس اظهارنظر قطعی کرد.
آنچه اهمیت دارد، ضرورت روشن شدن حدود نقش دستگاه‌های دولتی در چنین رویدادهایی است. آیا استانداری در فرآیند انتخاب و برنامه‌ریزی این تجلیل نقشی داشته است؟ آیا درباره ساخت سردیس و نحوه رونمایی از آن، هماهنگی یا مشورتی با مسئولان استانی انجام شده است؟ و اگر استانداری در تصمیم‌گیری نقشی نداشته، آیا اساساً ضرورتی برای ورود آن به موضوع وجود دارد؟
پاسخ به این پرسش‌ها می‌تواند مرز میان تصمیم مستقل یک تشکل غیردولتی و مسئولیت احتمالی نهادهای رسمی را روشن‌تر کند.
در عین حال، نباید صرف برگزاری یک رویداد توسط تشکل‌های گردشگری را به معنای مسئولیت مستقیم استانداری دانست. مسئولیت هر مجموعه باید بر اساس نقش واقعی و مستند آن در تصمیم‌گیری ارزیابی شود.
خطر تبدیل سردیس‌سازی به رویه‌ای در مدیریت عمومی
نگرانی مهم‌تر، فراتر از یک رویداد و یک شهردار است. اگر ساخت سردیس برای مدیران مستقر به روشی متداول در تجلیل‌های سازمانی تبدیل شود، این پرسش مطرح خواهد شد که مرز میان قدردانی حرفه‌ای و برجسته‌سازی شخصی کجاست.
مدیریت عمومی، عرصه مسئولیت‌پذیری و خدمت به مردم است. مدیران برای انجام وظایف قانونی خود حقوق و امکانات سازمانی دریافت می‌کنند و عملکرد آنان نیز باید در معرض نظارت عمومی، ارزیابی کارشناسی و پاسخ‌گویی قرار گیرد. تجلیل از خدمات ارزشمند، امری قابل دفاع است؛ اما این تجلیل نباید به ابزاری برای ایجاد تصویر قهرمانانه از مدیران پیش از ارزیابی جامع عملکردشان تبدیل شود.
ساخت سردیس، به دلیل ماهیت ماندگار و نمادین خود، ممکن است این برداشت را ایجاد کند که نتیجه ارزیابی یک مدیر از پیش مشخص شده است؛ حتی اگر برگزارکنندگان چنین نیتی نداشته باشند.
به همین دلیل، پیشنهاد می‌شود تشکل‌های حرفه‌ای و برگزارکنندگان رویدادهای ملی و استانی، ضوابط مشخصی برای تجلیل از مدیران شاغل تدوین کنند؛ ضوابطی که ضمن حمایت از تقدیرهای شایسته، از ایجاد شائبه تبلیغات شخصی، رقابت‌های سیاسی و تصمیم‌های فاقد شفافیت جلوگیری کند.
تقدیر از مدیران پس از پایان دوره مسئولیت، یا دست‌کم پس از ارزیابی مستند و انتشار گزارش عملکرد، می‌تواند در بسیاری از موارد از حساسیت‌ها بکاهد. در دوره مسئولیت نیز می‌توان از ابزارهایی همچون لوح سپاس، تندیس یادبود و نشان‌های حرفه‌ای استفاده کرد؛ ابزارهایی که پیام قدردانی را منتقل می‌کنند، بدون آنکه الزاماً به نمادسازی ماندگار از مدیر مستقر منجر شوند.
شیراز به پروژه‌های ماندگار نیاز دارد، نه حاشیه‌های قابل پیشگیری
شیراز برای تقویت جایگاه خود در گردشگری کشور و منطقه، بیش از هر چیز به تکمیل پروژه‌های زیرساختی، ارتقای کیفیت خدمات، حفظ میراث تاریخی، بهبود حمل‌ونقل، توسعه امکانات اقامتی و افزایش رضایت گردشگران و شهروندان نیاز دارد.
اگر پروژه‌ای در حوزه گردشگری اجرا شده یا زیرساختی به بهره‌برداری رسیده است، بهترین راه معرفی دستاورد آن، ارائه آمار دقیق، گزارش مالی شفاف، اعلام میزان پیشرفت و انتشار آثار قابل سنجش آن بر زندگی مردم و اقتصاد شهر است.

در چنین شرایطی، تمرکز رسانه‌ها و افکار عمومی باید بر کیفیت و نتیجه اقدامات قرار گیرد؛ نه آنکه حاشیه‌های مربوط به شیوه تقدیر از مدیران، اصل موضوع گردشگری را تحت‌الشعاع قرار دهد.
از این منظر، برگزارکنندگان رویداد «گردشگری مهر ایران» می‌توانستند با اهدای تندیس و لوح سپاس، از خدمات مورد نظر خود قدردانی کنند و در عین حال، با پرهیز از ساخت سردیس، احتمال ایجاد حاشیه‌های سیاسی و مدیریتی را کاهش دهند.
ضرورت تذکر و تدوین ضابطه
موضوع سردیس شهردار شیراز را نباید به تقابل سیاسی یا داوری شتاب‌زده درباره عملکرد یک مدیر تقلیل داد. نه می‌توان صرف این اقدام را اثبات‌کننده تبلیغات سازمان‌یافته دانست و نه می‌توان انتظار داشت که تجلیلی با این سطح از نمادسازی، بدون پرسش و نقد عمومی برگزار شود.
انتظار می‌رود تشکل‌های گردشگری، نهادهای حرفه‌ای و دستگاه‌های مرتبط، ضمن توضیح درباره معیارهای انتخاب و ضرورت ساخت سردیس، به این نکته توجه کنند که تجلیل از مدیران باید با حساسیت‌های اجتماعی و اصول حکمرانی شفاف تناسب داشته باشد.
همچنین مناسب است استانداری فارس، در صورت احراز ارتباط موضوع با حوزه مسئولیت خود، از منظر ضوابط، شفافیت و پیشگیری از تبدیل این اقدامات به رویه‌ای فراگیر، موضوع را بررسی کند؛ بی‌آنکه پیش از روشن شدن واقعیت‌ها، مسئولیت یا انگیزه‌ای به اشخاص و نهادها نسبت داده شود.
تقدیر از خدمت، بدون قهرمان‌سازی
محمدحسن اسدی، شهردار شیراز، همچنان در جایگاه مسئولیت اجرایی قرار دارد و عملکرد مدیریت شهری نیز باید با مجموعه‌ای از شاخص‌های روشن و قابل سنجش ارزیابی شود. معرفی او به‌عنوان «سفیر مهر شیراز» و رونمایی از سردیسش، مستقل از انگیزه برگزارکنندگان، فرصتی برای طرح یک بحث مهم در مدیریت عمومی فراهم کرده است: چگونه می‌توان از خدمات مدیران تقدیر کرد، بی‌آنکه این اقدام به شائبه تبلیغات شخصی یا قهرمان‌سازی زودهنگام منجر شود؟
پاسخ روشن است؛ معیارهای شفاف، مستندات قابل انتشار، تناسب در شیوه تقدیر و رعایت حساسیت‌های افکار عمومی.
تقدیر از خدمات واقعی مدیران اقدامی پسندیده است، اما ساخت سردیس برای مدیران مستقر نباید به یک عرف اداری و مدیریتی تبدیل شود. در شرایطی که جامعه بیش از هر چیز خواهان پاسخ‌گویی، شفافیت و نتیجه ملموس اقدامات مسئولان است، بهتر آن است که مدیران با کیفیت خدمات و آثار ماندگار تصمیم‌هایشان در حافظه عمومی بمانند؛ نه صرفاً با مجسمه‌ها و سردیس‌هایی که پیش از پایان دوره مسئولیتشان ساخته می‌شود.

/پایان متن/