گزارش اختصاصی سرویس فرهنگی عصر کار؛ زهرا جعفری: این روزها، آنچه در بخشهایی از آموزشوپرورش استان فارس، بهویژه در کلانشهر شیراز، در حال وقوع است، متأسفانه نمایانگر انحرافی نگرانکننده و ساختارمند از مسیر شایستهسالاری بهسوی وادی خطرناک قدرتطلبی، رانت و سوداگری است.
وقتی آموزشوپرورش، قربانی زدوبند میشود
نظام تعلیم و تربیت، باید تکیهگاه فکری جامعه و خاستگاه آگاهی، عدالت و رشد باشد. اما در فضای امروز آموزشوپرورش فارس، نشانههایی آشکار از فروپاشی اخلاق اداری، بیعدالتی آموزشی و واگرایی میان مردم و مسئولان دیده میشود.
در پشت پردهی تصمیمگیریهای این نهاد، نفوذ روابط غیرشفاف، مافیاهای پنهان، انتصابات مبتنی بر سفارش، فامیلگرایی و منافع شخصی، جای تخصص و تجربه را گرفتهاند. این روند نهتنها خلاف منطق حرفهای، بلکه ضربهای مستقیم به آینده آموزش، پرورش و اعتماد عمومی است.
آموزشوپرورش یا دکان قدرت؟
گزارشهای موثق از فرهنگیان، مدیران دلسوز و کارشناسان آموزشوپرورش فارس، تصویری تلخ از فساد سیستماتیک، باندبازی، سوءاستفاده از منابع عمومی و معامله بر سر مناصب ارائه میدهند. این وقایع دیگر در سطح تخلفات فردی نیست، بلکه ساختاری و هماهنگ شده است.
موارد زیر تنها بخشی از این بحران گسترده است:
• حمایت ساختاری از متخلفان: در یکی از مناطق مرکزی شیراز، مدیر مدرسه ای با تخلف مالی تایید شده در هیئت رسیدگی به تخلفات ، تنها به دلیل انتساب خانوادگی به یکی از مسئولان، همچنان در سمت خود باقی مانده است. مصونیتی نگرانکننده که بوی تبانی میدهد، نه تدبیر.
• تسخیر فضای آموزشی توسط یک خیریه
یکی از مدیران پیشین، ملکی آموزشی را در ابتدای بولوار چمران به تصرف یک نهاد خیریه درآورده و از واگذاری آن امتناع میورزد؛ آن هم در شرایطی که کلان شهر شیراز با کمبود شدید فضای آموزشی مواجه است.
• تجاریسازی آموزش رسمی: مرکز آموزش ضمن خدمت در محور قصردشت، که باید محل توانمندسازی معلمان باشد،تخلیه شده است .
گزارشها حاکی از آن است که این مرکز به پایگاه مشاوره کنکور ،المپیاد ودیگر آزمونها تبدیل خواهد شد .
علت تغییر کارکرد این مرکز را باید در حوزه تصمیم گیران و سیاست گذاران که از قضا نمایندگی سهامداری برخی موسسات آموزشی را دارند باید جستجو کرد.
وقتی مرز آموزش رسمی و تجارت کنکور محو میشود
گزارشهای متعدد از انتصاب افراد وابسته به مؤسسات کنکور در جایگاه مدیریت مدارس دولتی، از جمله در یکی از مدارس خیابان سمیه زنگ خطری است جدی. چنین روندی، مرز میان آموزش رایگان و تجارت آموزشی را درهم میریزد و مدارس را به شعبهای از بنگاههای اقتصادی بدل میسازد.
در همین حال، خانوادهها در صف ثبتنام، با جملهی تلخ «اعتباری نداریم» مواجهاند؛ مدارسی که بدون دریافت کمک مالی، دانشآموز نمیپذیرند یا او را تحقیر میکنند. این تضاد شرمآور، چهرهی واقعی شکاف میان فقر در خط مقدم آموزش و رانت در اتاقهای تصمیمگیری را به تصویر میکشد.
آنچه در آموزشوپرورش فارس میگذرد، دیگر تخلف اداری نیست؛ ناهنجاری ساختاری است با پیامدهایی ویرانگر برای اخلاق عمومی، عدالت آموزشی و سرمایه اجتماعی.
از نهادهای نظارتی، دستگاههای قضایی، رسانهها، نخبگان فرهنگی و بدنهی فرهنگیان انتظار میرود با حساسیتی مضاعف و اقداماتی شفاف، وارد عمل شوند. ما در آستانه از دست دادن یکی از مشروعترین و حیاتیترین نهادهای ملی هستیم.
آموزشوپرورش، ملک شخصی هیچکس نیست.
این نهاد، نه دکان قدرت است، نه مزرعه سهمخواهی.
میدان رقابت سیاسی یا بنگاه اقتصادی نیست.
آموزش را نمیتوان با زدوبند ساخت.
نسل فردا را نمیتوان بر پایه رانت، دروغ و فساد تربیت کرد.
-یا شفافسازی و برخورد قاطع را آغاز کنید،
-یا آماده باشید تا نسلی تحویل جامعه دهید که نه امید دارد، نه اعتماد، نه عدالت را شناخته، نه صداقت را آموخته است.
در پایان عدد ۲۸۱ میلیارد – فرهنگ شهر. کمیسیون ۳۰درصد را به خاطر داشته باشید، شاید پرونده ای را تشکیل دهد.
/پایان متن/













Sunday, 7 June , 2026