سرویس فرهنگی عصر کار؛ سعید زحمتکشان: ابراهیم شیشهگر، از چهرههای شاخص فرهنگی و هنری استان فارس، طی یک دهه گذشته در جایگاههای مختلفی فعالیت داشته است، از جمله: سردبیر پایگاه خبری تحلیلی شیراز، سردبیر پایگاه خبری تحلیلی آینه فارس، مدیر انجمن سینمای جوان استان فارس، مدیر کانون عکاسان استان فارس و دبیر خانه فیلمسازان استان فارس.
وی هنرمندی است که سابقه فعالیت در شورای شهر را بهعنوان مسئول روابط عمومی دارد و این تجربه، او را از منظر مدیریت شهری و آشنایی با فرآیندهای تصمیمگیری شهری متمایز میکند.
با توجه به فعالیتهای گسترده ایشان در حوزه فرهنگ و هنر و همچنین اتفاقات اخیر در مدیریت شهری و روابط عمومی شورای کلانشهر شیراز، بهانهای شد تا با ایشان گفتگویی داشته باشیم و دیدگاههای او درباره جایگاه فرهنگ و هنر و نقش هنرمندان در فرآیندهای شهری جویا شویم.
سؤال ۱: در اتفاقاتی که پشت سر گذاشتیم، وضعیت هنرمندان چگونه بود و نگاه آنها به این شرایط چه بود؟
پاسخ: هنرمندان در این دوران معترض بودند، اما هرگز به اغتشاش و خشونت روی نیاوردند. هنرمند ذاتاً اهل گفتگو و تعامل است و دغدغههایش باید شنیده شود. او با بیان خلاقانه و هنرمندانه، صدای خود و جامعهای که نماینده آن است را منتقل میکند و انتظار دارد در تصمیمگیریهای فرهنگی و اجتماعی مورد توجه قرار گیرد.
سؤال ۲: مدیریت شهری تاکنون چه خدماتی به هنرمندان ارائه داده است و نگاه شما به این اقدامات چیست؟
پاسخ: بهصورت نمونه، کارتی تحت عنوان «کارت منزلت هنرمندان» به جامعه هنری ارائه شد. ایده اولیه آن میتوانست اقدامی مثبت و ارزشمند باشد، اما متأسفانه بعد از ارائه کارت، هیچ اطلاعرسانی شفاف و دقیق درباره کاربردها و مزایای آن انجام نشد.
در نتیجه، این کارت صرفاً به یک یادبود محدود شد و نتوانست نقش واقعی خود را در ارتقای منزلت و دسترسی هنرمندان به خدمات شهری ایفا کند.
من بر این باورم که اگر قرار است اقدامی برای هنرمندان انجام شود، باید با اطلاعرسانی درست و کارکرد مشخص همراه باشد تا اثرگذاری واقعی داشته باشد و صرفاً در حد یک نماد باقی نماند.
سؤال ۳: آقای شیشهگر، بهعنوان یکی از چهرههای فعال فرهنگی، ارزیابی شما از جایگاه شیراز در نقشه فرهنگی کشور چیست؟
پاسخ: شیراز را باید فراتر از یک شهر تاریخی دید. شیراز هویت فرهنگی ایران است، نه صرفاً یک شهر تاریخی. این شهر در طول تاریخ، خاستگاه شعر، اندیشه، تصویر و هنر بوده و نقش مهمی در شکلگیری فرهنگ ایرانی ایفا کرده است. چنین جایگاهی، مسئولیت مدیریت شهری را دوچندان میکند.
سؤال ۴: به نظر شما گیره یا مشکل اصلی فرهنگ استان فارس چیست و چرا ظرفیتهای آن بهطور کامل استفاده نمیشوند؟
پاسخ: یکی از نمونههای روشن، نقشه مهندسی فرهنگی استان فارس است. فارس در تدوین و اجرای برش استانی این نقشه پیشتاز بود و تلاش زیادی برای شناسایی ظرفیتها و برنامهریزی راهبردی انجام شد. اما متأسفانه پس از تدوین، این نقشه بهطور کامل در سیاستگذاریها و پروژههای فرهنگی و هنری استان مورد استفاده قرار نگرفت.
اگر این نقشه به درستی اجرایی میشد، میتوانست هدایتکننده سیاستها و پروژههای فرهنگی باشد و از پراکندگی اقدامات جلوگیری کند. این تجربه نشان میدهد که داشتن برنامه و نقشه، بدون پیادهسازی و پایش مستمر، صرفاً به یک سند روی میز تبدیل میشود و اثرگذاری واقعی نخواهد داشت.
سؤال ۵: این نگاه تا چه اندازه در نگاه کلان فرهنگی کشور مورد تأیید بوده است؟
پاسخ: این نگاه، کاملاً ریشه در نگاه کلان نظام دارد. مقام معظم رهبری بهصراحت فرمودهاند که شیراز بهترین نمایانگر تلفیق دین، حماسه و هنر است.
این تعبیر نشان میدهد که شیراز شهری تکبعدی نیست، بلکه تلاقی سه مؤلفه اساسی هویت ایرانی ـ اسلامی است و هرگونه سیاستگذاری شهری باید این واقعیت را در نظر بگیرد.
سؤال ۶: با وجود این جایگاه، وضعیت فرهنگ و هنر در مدیریت شهری را چگونه میبینید؟
پاسخ: واقعیت این است که در بسیاری از دورهها، فرهنگ و هنر، سرمایه اجتماعی فراموششده در مدیریت شهری بودهاند.
در حالی که تجربه نشان داده وقتی فرهنگ در تصمیمگیری شهری نباشد، شهر بیهویت میشود و صرفاً به مجموعهای از پروژههای فیزیکی تقلیل پیدا میکند.
سؤال ۷: منظور شما از این تقلیل چیست؟
پاسخ: وقتی نگاه فرهنگی در سیاستگذاری حضور نداشته باشد، مدیریت شهری بدون نگاه فرهنگی، به بتن و آسفالت محدود میشود.
در چنین شرایطی ممکن است پروژههای عمرانی اجرا شوند، اما روح شهر، نشاط اجتماعی و احساس تعلق شهروندان تضعیف میشود.
سؤال ۸: این وضعیت چه پیامدی برای جامعه شهری دارد؟
پاسخ: پیامد آن روشن است؛ نادیده گرفتن فرهنگ، فاصله میان شهر و شهروندان را افزایش میدهد.
شهر زمانی زنده و پویاست که مردم خود را بخشی از آن بدانند. شهر زنده، محصول پروژه عمرانی نیست؛ حاصل توجه به فرهنگ است.
سؤال ۹: شما این خلأ را از چه زاویهای لمس کردهاید؟
پاسخ: سالها فعالیت در کنار هنرمندان به من نشان داده که هنرمندان شیراز سالهاست در فرآیندهای تصمیمساز شهری دیده نمیشوند.
این مسئله نه از سر بیاهمیتی، بلکه بیشتر به دلیل نبود نگاه تخصصی و آشنا با زیست فرهنگی هنرمندان در سطوح تصمیمگیری شکل گرفته است.
سؤال ۱۰: به نظر شما نگاه صحیح به فرهنگ و هنر در مدیریت شهری چگونه باید باشد؟
پاسخ: فرهنگ و هنر باید بهعنوان یک ظرفیت راهبردی دیده شوند. شیراز نهتنها در بعد هویتی، بلکه در بعد اقتصادی نیز ظرفیت بالایی دارد.
واقعیت این است که شیراز ظرفیت الگو شدن در اقتصاد فرهنگ و هنر را دارد؛ از گردشگری فرهنگی گرفته تا صنایع خلاق و رویدادهای هنری.
سؤال ۱۱: حقوق هنرمندان و فعالان فرهنگی در مدیریت شهری چگونه باید دیده شود؟
پاسخ: یکی از مهمترین موضوعات، مسئله حقوق هنرمندان است؛ حقوقی که سالهاست در ساختارهای تصمیمگیری شهری بهدرستی دیده نشده است.
باید صریح گفت که حقوق هنرمندان در شورای شهر باید شنیده شود، مطالبه شود و حتی فریاد زده شود؛ چرا که تجربه نشان داده حق، گرفتنی است نه دادنی.
این مطالبهگری به معنای تقابل نیست، بلکه به معنای شفافسازی، گفتوگوی جدی و حضور مؤثر فرهنگ و هنر در فرآیندهای تصمیمگیری شهری است. اگر حقوق هنرمندان بهدرستی دیده شود، کل شهر از آن منتفع خواهد شد؛ زیرا هنر، سرمایه اجتماعی و هویتی شهر است.
سؤال ۱۲: این نگاه چه تأثیری بر آینده شهر خواهد داشت؟
پاسخ: وقتی فرهنگ و هنر به رسمیت شناخته شوند، هم کیفیت زندگی ارتقا پیدا میکند و هم تصویر شهر در سطح ملی و حتی بینالمللی تقویت میشود.
به همین دلیل تأکید دارم که فرهنگ و هنر باید در متن آینده شیراز باشند، نه در حاشیه آن.
سؤال ۱۳: اگر بخواهید جمعبندی کوتاهی از دیدگاه خود ارائه دهید، چه میگویید؟
پاسخ: شیراز شهری است با پیشینهای عمیق و هویتی چندلایه. اگر این هویت بهدرستی در مدیریت شهری بازتاب پیدا کند، میتوان شهری ساخت که هم زیستپذیر باشد و هم الهامبخش؛ شهری که فرهنگ در آن نه یک شعار، بلکه یک مبنای تصمیمگیری است.
/پایان متن/













Sunday, 15 February , 2026