تنگناهای معیشتی ،کمر اخلاق اجتماعی را می شکند 

از دیرگاهان تاریخ تابه امروز ، پیوستگی ملموسی میان اخلاق اجتماعی ( فضایل و رذایل اعمال  درسطح جمع ) و معاش و گذران زندگی (معیشت )  احساس می شده است ، اخلاق  جمعی تحت تاثیر   مسائل اقتصادی ،نوسان های فراوانی را از سرگذرانده و می گذراند.  زمانی که جامعه ای در تنگنای اقتصادی ، سختی ها و مشقت های معیشتی گیرافتد ، انتظار رعایت مرزهای اخلاقی و حریم های  انسانی دور از توقع است . امید بستن به اینکه انسان های درمانده در سیرکردن شکم  عملکرد و کارکردی منطبق با الگوهای اخلاقی پسندیده یک جامعه داشته باشند جز در مواردی نادر ،آرزویی عبث است .
  • در مواقع بسیاری می توان ردپا و رابطه تلازمی معیشت و اخلاق را یافت

در وضعیتی که گذران زندگی و معیشت روزاروز سخت تر می شود ،ارزش های اخلاقی چون گذشت ،ایثار و فداکاری کم جان و اندک رمق می گردد و گاه چنان شعله آن کم سو که  به چشم هم نمی آید ،چنانکه این کمیابی و ندرت “ارزش اخلاقی ” آن رااز دایره اخلاق اجتماعی خارج می کندو حتی ممکن است برخی رذیلت های پیشین در حکم “ارزش ” سکه رایج جامعه شود . هنگامی که صفحات تاریخ ورق می خورد و رویکردها و اتفاقات زمانه ها و سیرتطور آن بررسی می شود در مواقع بسیاری می توان ردپا و رابطه تلازمی معیشت و اخلاق را یافت .
در نقاطی از تاریخ است که تنگدستی ،فقر و فلاکت  به دلایل گوناگون ،مردم رادر محاصره خود قرار داده اند و با سخت ترشدن شرایط اقتصادی به همان میزان ، رفتارهای غیر اخلاقی گسترده تری از مردم سرزده است ،دروغ و دزدی و راهزنی و همنوع فروشی و خودفروشی و خشونت و…رواج پیدا کرده و تعاون و صداقت و هم پشتی و رحم و مروت به حاشیه رانده شده است .
  • در اوضاع نابسامان و تیره و تار اقتصادی چون خود نیازمند و محتاجند و مجبورند برای بقای خویش با اقسام متفاوت ناگزیرها هم پنجه شوند و بجنگند تغییر رویه دهند و از بخشش به بخل شدید و از گذشت به خودخواهی غلیظ گرایش پیدا کنند.

کانگ چول هوان  از فراریان حکومت کره شمالی در کتاب سرگذشت محورخود با نام  آکواریوم های پیونگ یانگ ،  داستان واقعی زندگی خویش را  از  داخل اردوگاه های معروف و مخوف کار زندانیان سیاسی این کشور روایت کرده است ،اردوگاه هایی که معمولا کسی ازآن  زنده بیرون نمی آید .در بخش هایی از کتاب هوان تعریف می کند که چگونه افراد گرفتار برای یک لقمه نان بیشترو فرار از گرسنگی حاد و جهت لحظه ای شرایط راحت تر به چه کارهایی که دست  می زنند  وعلیه هم بندان خویش چه اقداماتی را مرتکب  می شوند ،رفتارها و اعمالی که در حالت معمول هرگز مرتکب نمی شدند.
در شرایط عادی شاید ، بسیاری از انسان ها  علی رغم رودرویی با  اتفاقات و رخدادها ی ناگوار با فضل و کرامت از کنار آن خواهند گذشت ولی همین انسان ها ممکن است در اوضاع نابسامان و تیره و تار اقتصادی چون خود نیازمند و محتاجند و مجبورند برای بقای خویش با اقسام متفاوت ناگزیرها هم پنجه شوند و بجنگند تغییر رویه دهند و از بخشش به بخل شدید و از گذشت به خودخواهی غلیظ گرایش پیدا کنند.
  • سقوط جایگاهی بر کارکردهای اخلاقی طبقه متوسط و نقش قابل توجه آنان در حراست ارزشی جامعه اثرگذاشته و به عبارتی آرایش متعادل کننده طبقات را برهم زده  وبه کاهش توان تعادل در جامعه  دامن زده است

در شرع مبین نیز احکام فقهی برای شرایط “اضطرار” متفاوت است برای نمونه اکل میته که در مصرف روزمره حرمت دارد در جایی که هیچ مفری برای گذر ازگرسنگی کشنده نباشد مجاز و مباح است .در همین روایت هوان در آکواریوم های پیونگ یانگ از زندگی اردوگاهی ،شکارو خوردن موش به عنوان بهترین غذای شاهانه مطرح شده است ، موشی که بعید است انسان ها در حالت عادی اشتیاقی به خوردن آن داشته باشند.
به طور معمول در دنیا ، طبقه متوسط به عنوان واسط تعادل بخش طبقات اجتماعی در قوام و دوام جامعه شناخته می شود، طبقه ای که دارنده موقعیتی میان  فرادستان اقلیت که صاحب ثروت و مکنت کلانند و فرودستان اکثر ندار،محروم و دررنج  معاش است و عموما مصرف فرهنگی  و هنری جامعه(فکری ،رفتاری و مالی ) به این طبقه وابسته است.در سالهای اخیرو همقران با آب رفتن درآمد و افزایش هزینه های معیشتی ، روند مصرف تولیدات  فرهنگی   وهنری  دربین این طبقه در سراشیبی افتاده است و طبقه متوسطی ها تحت تاثیر شدت خسارت های وارده به درآمد،سرمایه و معیشت خود به سرعت قدرت و توانمندی‌های اقتصادی پیشین  را از دست دادند و روزا روز سفره های زندگی آنان در وجوه مختلف کوچکتر شده است و حتی درموارد متعددی به سطح خط فقرو زیر آن ریزش کرده اند  .
  • آنچه شیران را کند روبه مزاج   احتیاج است ،احتیاج است احتیاج

این سقوط جایگاهی بر کارکردهای اخلاقی طبقه متوسط و نقش قابل توجه آنان در حراست ارزشی جامعه اثرگذاشته و به عبارتی آرایش متعادل کننده طبقات را برهم زده  وبه کاهش توان تعادل در جامعه  دامن زده است .اخلاق اجتماعی نیز در این تکانش های مداوم ضربه خورده و از اعتبارش کاسته شده است .اگردر سالیان پیش ، دریافت رشوه وحق حساب ، قبح اخلاقی به شمار می رفت  اکنون در منظر برخی اجزای طبقه متوسط ، حق و ارزش شناخته می شود . مولانا قرن ها پیش در توصیف احتیاج سروده است : آنچه شیران را کند روبه مزاج   احتیاج است ،احتیاج است احتیاج . فقر و نیاز دو واژه پرمعنا و در عین حال دردناک و سوزنده است .
فقر،شان انسان ها رااز اوج به حضیض می کشاند .گاه آدمی خود به صورت داوطلبانه و خود خواسته فقر را برگزیده است ،آن داستان دیگری دارد.ساده زیستی ، قناعت و بی تعلقی به مال و منال دنیا چونان راه و شیوه ای که  مرتاض ها ویا دراویش برای زیستن انتخاب کرده اند . اما  فقر انتخاب افرادنیست و اجبار اقتصادی و شرایط معیشتی آنان را به ورطه هولناک فقر درافکنده است .
  • افراد مجبورند پاره تن خود را بفروشند و یا برای فرار از چنین وضعیت  دردناکی   تن به مهاجرت های خطیر بدهند یا  به کارهای پست روی بیاورند

این شکل فقر و محرومیت   روح ، روان و توان جامعه را فرسوده می سازد ،اخلاق اجتماعی را به اضمحلال می برد و جراحت های التیام نشدنی برچهره انسان ها به جا می گذارد. نتیجه غایی این  وضعیت  ،ضربه های جبران نشدنی به پیکر  اخلاق اجتماعی و فردی   است.درکشورهایی  که با فقر دست به گریبانند  ، فضائل  اخلاقی به حاشیه رفته و رنج   و مشقت و زجر جایگزین بسیاری از مناسبت های انسانی شده است . افراد مجبورند پاره تن خود را بفروشند و یا برای فرار از چنین وضعیت  دردناکی   تن به مهاجرت های خطیر بدهند یا  به کارهای پست روی بیاورند .
افراد درگیر مضایق معیشتی برای گریزاز گودال های  خوف انگیز پیش روی  به  سراغ مواد افیونی می روند  هرچند که بعدتر در گرداب های مهلک تری گرفتار می شوند .هرگاه چرخهای اقتصادی جامعه بر مدارتولید و رونق نچرخد و عضلات بنیادهای اقتصادی جامعه درگیر ضعف و کاستی شود  قاچاق،کارهای خلاف و اقدامات  آسیب زا رو به تزاید می گذارد و جامعه با بحران و ناهنجاری پیاپی روبه رو می گردد  .
  • توقع مراعات اخلاق اجتماعی از جامعه ای که با سختی “نان ” گلاویزاست و پیش چشم خود دزدان باچراغ را می بیند بسی خواسته دشواری است

چنین جامعه ای را نمی توان با کلمات و عبارات به مدینه فاضله  فضائل اخلاقی فراخواند  و به میدان  ایمان ،تقوا ،احسان و انصاف دعوت کرد  . در سخنان گذشتگان هم  آمده وقتی فقر به دیاری وارد می شود ایمان از آن سو بیرون می رود .زمانی تحمل شداید اقتصادی بر افراد جامعه آسانتر است که همه آحاد اجتماع به یکسانی و برابری بار سنگین فشارها و سختی ها رابردوش خود حس کنند نه اینکه عده ای با شیوه های مختلف اختلاس ، رانتخواری و ویژه طلبی و … منابع عمومی را به چنگ آورده و میلیارد میلیارد اموال عمومی را به غارت برند  و در سمت دیگر کثیری  از فرط بدبختی و بیچارگی ، خون به چشم و بغض در گلو باشند. توقع مراعات اخلاق اجتماعی از جامعه ای که با سختی “نان ” گلاویزاست و پیش چشم خود دزدان باچراغ را می بیند بسی خواسته دشواری است . تنگناهای معیشتی ،کمر اخلاق اجتماعی را می شکند .
 نویسنده :  دکتر سیدرضا هاشمی زاده (مدرس دانشگاه )

  • منبع خبر : asrkar.ir