شهر از دست رفته

بخش اول
اولین پرسش در باب هر شهر این است که شهر به چه چیزی شناخته می شود؟ در داخل کشور، در خارج کشور شهر را به چه می شناسند یا متولیان شهر می خواهند آن شهر در نظر مخاطب به چه امری شناخته شود؟
شیراز را باید به چه بشناسیم؟
به شاه چراغ؟
به سعدی و حافظ؟
شهر فرهنگ و هنر؟
به دیرینه ای امتداد یافته از روزگار ایلامیان؟
به باغ های وسیع و قنات های پر شمار؟
به کوی نوبهار و رواداری بی نظیر مردمان آن؟
شیراز در واقعیت  آش هفت جوشی است که هیچ کدام از این ها نیست و همه این ها هم هست.
بازی خنده دار بستن و گشودن خیابان حدفاصل چهارراه حافظه و چهار راه ادبیات، نابرخورداری و گرفتاری منطقه سعدی، برگزاری اسف بار بزرگداشت های سعدی و حافظ می گوید شیراز شهر سعدی و حافظ نیست.
دیرینه چندین هزار ساله ایلامی که هیچ، ویران سازی بافت تاریخی و ساخت و سازهای عجیب و غریب و بداطوار شهر می گوید این شهر شهری تاریخی و میراثی و کهن نیست.
ویران سازی وسیع باغ های قصردشت و دیگر باغ های شیراز که شهرت ملی یافته و ساخت بیمارستان و مجموعه های مسکونی و تجاری نشان می دهد شیراز شهر باغ و بستان هم نیست.
آقای شهردار منتخب شورای شهر فرهنگ گرا و انسان محور هم اخیرا بعد از این که بغضش ناگهان ترکید درمورد کمیسیون فرهنگی این شورای مدعی فرهنگ گفت “طرح های خوبی در این کمیسیون برای اجرا ارائه نشده است. با آن همه شعاری که شورا درباره مسائل فرهنگی داشت کمیسیون گامی برنداشته است” جناب شهردار هم که به اقرار خودش “در انتصابات به صلاحدید خود عمل می کند” مهندس مکانیک را می گذارد معاون فرهنگی شهرداری تا فاجعه تکمیل شود.
البته که شهر شهر شاه چراغ هم نیست. اگر بود به اسم تکریم شاه چراغ و توسعه حرم شاه چراغ میراث فرهنگی شهر را نابود نمی کردند و دل پاسداران فرهنگ را خون کنند، اگر بود مزار شاه چراغ را در محاصره مراکز خرید و دیوار های بلند و ستبر پنهان نمی کردند.
کوی نوبهار؟
این دیگر رسما شوخی است. چند شیرازی این کوچه را می شناسد؟ از عبادتگاه های چهار دین در چهار سوی آن خبر دارد؟ کوی نوبهار مشهور تر است یا پاساژ شهر شب یا پاساژ فرجادیان؟ یا سینما آریانای متروک؟ کوی نوبهار مشهور تر است یا کافی شاپ پیرسوک که آن طرف خیابان در کوچه روبرو است؟ اگر متولیان شهر اراده ای داشتند که شیراز به رواداری مشهور و معرفی شود، لااقل به اندازه صاحب کافه پیرسوک در تبلیغ و معرفی این کوچه می کوشیدند.
به گمانم شیراز را باید تا اطلاع ثانوی به فقدان مدیریت، خویشاوند سالاری، سیاست زدگی و انحطاط و سقوط فرهنگ شناخت.
 نویسنده : محمد شعله سعدی – فعال فرهنگی 

  • منبع خبر : asrkar.ir